ツRozitaツ
خسته ام از تو نوشتن کمی از خودم مینویسم این منم که تو را "دوست دارم"
ツRozitaツ
خسته تر از آنَم که بگويم ... مي خواهم ساکت گوشه اي بنشينم ... چشمانم را ببندم ... گوشهايم را بگيريم ... تنها و آرام ... فقط خودم باشم ... و صداي آرام نفس هايم
ツRozitaツ
کدامين پل درکجاي جهان شکسته است ک هيچ کس به خانه اش نميرسد!
ツRozitaツ
پشت تنهايي من که رسيدي گوشهايت را بگير !اينجا سکوت گوش تو را کر ميکند
ツRozitaツ
فاصله یا تو ؟ چه فرقی میکنه ! هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد تنهایی...
ツRozitaツ
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست ، و دلم بس تنگ است ، بی خیالی سپر هر درد است ، باز هم می خندم ، آنقدر می خندم که غم از روی رود