3:37یاد آینور بخیر..زمستونا منُ آینور تا صبح بیدار بودیم از یه ساعتی به بعد همه می رفتن ..بعد من هرجا گیر می کردم...#ترجمه یا #کارای کامپیوتر و برنامه ورد و مقاله های پی دی اف آینور جوابمُ می داد..هممون می دونیم چقدر #خانوم بوددلم برا بودنش تنگ شده ..دلم برا انرژی و خنده های #سارا هم تنگ شده
@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ دلت تنگ است ..... می دانم !! قلبت شکسته است ..... می دانم !! دوری برایت سخت است ...... می دانم ! اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
خدای مهربان! خواندمت پاسخم دادی ......... به تو تکیه کردم نجاتم دادی .......... به تو پناه آوردم کفایتم کردی .......... خدای من ! چگونه نا امید باشم در حالی که تو امید منی
واقعاماآدم هاچقدرازاطرافمون غافلیم
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبلخدایا میدانم که میبنی ....
13 سال و 2 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 28 دقيقه قبلعالی ..


13 سال و 2 ماه و 16 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبل