@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام...
زندگی به من آموخت... آدمها نه دروغ می گویند, نه زیر حرفشان می زنند ...!! اگرچیزی می گویند صرفا " احساسشان " درهمان لحظه ست ...!! ... نباید رویش حساب کرد...
ممنون حامد زیبا بود
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلخواهش میکنم ممنون از لایکای خوشگلتون من قدر مهربونیاتو میدونم عزیزم
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبلولی من شمارو ندیدم تازه عضو شدی؟؟؟به هر حال ممنونم لطف داری جامد
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه قبلویرایش میشه حامد
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 47 دقيقه قبلبله تازه عضو شدم ولی لینجا .....................بیخیال
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبلخیلی مهربونی