♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیشب خواب خوبی دیدم،... زیر باران بودیم... و کسی چتر نداشت.... !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
فکر کردی پر زدن کار من نیست... *تو* اسمان نداشتی.... !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
درد دلهات را به هیچکس نگو ... چون یاد میگیرند ؛ چگونه دلت را درد دار کنند ... !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مشتی آب از كــف دریا بـــردار... مشتی خاك از كویـــــــر... قلبـی دیگــــر قالـــب بزن... و در سینه ام تعـبـیـه كن... برای عشق *تو*... " یك قلب كافـــی نیســـت ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل من تنها بود... دل من هرزه نبود دل من عادت داشت... که بماند یک جا... به کجا...؟ معلوم است...! به در خانه *تو*... دل من عادت داشت که بماند آنجا... پشت یک پرده تور... که *تو* هر روز آن را به کناری بزنی... دل من ساکن دیوار و دری... که *تو* هر روز از آن می گذری... دل من ساکن دستان تو بود... دل من گوشه یک باغچه بود ...که *تو* هر روز به آن می نگری ... دل من را دیدی... ؟ ساکن قلب تو بود... یادت هست...؟