♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اینجــا در مـن دارد اتفـاقهـای بـدی میافتد !!!... اینجـا در مــن چیـزهایـی دارد عوض میشود !!! من "بیدی" شده ام ، که دارد با هر "بــادی" میـلـرزد ...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دویدیمُ دویدیمُ دویـــدیم .. به شبهای پُر از قصه رسیدیم .. گره زد سرنوشتامونُ تقدیـــر .. ولی "ما" عاقبت از هم بریدیـــم !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
جلگه نگاهت برای سبز شدن مجدد من کا[!]ت..!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از شب می ترسم چون تو را در شب از دست دادم! از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین.. با آفتاب قهرم چرا که شبها به دیدارم نمی آید..