♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اگــه از کــیفیت کــسی کــه روش <زوم> کــردی راضــی نیســتی ، قــبل از مــتأســف شــدن ، یــه کــوچــولــو بــه فــکر <ارتــقاء> لنــزهــای خــودت بــاش ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به باران دل نبند ! که هر چهار فصل ، دیوانهات خواهد کرد !! اگر ببارد ، از شوق... اگر نبارد ، از دلتنگی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آری بی تابـــــــــــــــ شدن عادتـــــــــــــــــ بی حوصله هاستــــــــــــــــــ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زیاده خواه نیستم جاده ی شمال یک کلبه ی جنگلی یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی هیزم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گاه جلوی اینه می ایستم... خودم را در ان میبینم ...دست روی شانه هایش می گذارم ...و میگویم چه تحملی دارد ...دلت...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ديشــب يهـــو دلــــم کودتـــــــا کـــــرد ! تـــــــو رو ميخــــواســـت ... دوره ي دمـوکــــراســي گذشتــــه، سرکوبــش کــــردم!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دختري به كورش كبير گفت: من عاشقت هستم. کورش گفت: لياقت شما را برادر من دارد كه از من زيباتراست و اتفاقأ اكنون پشت سر شما ايستاده...! دخترك برگشت و ديد كسی نیست!!! کورش گفت: اگر واقعأ عاشق من بودي هرگز پشت سرت را نگاه نميكردي