♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ابرهای ِ پاییزی در من می بارند ، <تـــو> سبز میشوی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتی که گــــــــــریـــــــــه مرا از سر می گیرد... دریا ســـــــــاکت می ماند... و من بلــــــــــند بلـــــــــــند ترک بر میدارم ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چه اشتبــ ـاه بـــ‗__‗ــزرگـــیست ، تـــــ ـلخ کــ ـردن زنـــ‗__‗ــدگیـــــمان بــ ـرای کســ‗__‗ ــے کــ ‗__‗ـه در دوری ما شیریـــ‗__‗ـ ـن تریـــن لحـــ‗__‗ـظات زنــدگیـ‗__‗ـش را سپــــرے میــ ـکند . . ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در خود شـــکسـتـم ... و تــو صــدای قــهـقـهـه هـایـــت دنـــیا را لـــرزاند ! قـانـون طبـیـعـت اســت ! موج وقتـی ســـــــــرش به سنـــــــــگ می خــــورد در خــــــــود می شـکنـد و ساحل کف می زنـــــــــد ... !!! صدفــــــــــــــــــــــ
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هی دهه شصتی سرتو بگیر بالا ! میدونم تو جوونی پیر شدی میدونم آهنگ یو یو بازی کردنت آژیر قرمز بود. میدونم واسه دوچرخه و آتاری معدل بیست آوردی و هرگز نخریدن برات. می دونم بچگیات بمبارون بود. ... می دونم عشقت داریوش بود، می دونم نظامت جدید بود... می دونم کلاسات پر آدم بود می دونم ..... ببین منو ، سرتو بگیر بالا، گریه نکن رفیق، در عوض یه مرد و یه زن واقعی بار اومدی