♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
يک نفر مرا در ايستگاه ِ شب جا گذاشته است ! درست مثل چمداني که ، تو جا گذاشتي پيش من.. براي من نه ، براي چمدانت برگرد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سالهـا دویده ام.. با قلبی معلق و پایـی در هـوا ! دیگر طاقت رویاهایم تمـام شده است... دلم... دلــم... رسیدن می خواهــــــد ....!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پنجره ی باورم به تهی باز شد !! و من ویران شدم ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چنان دق کرده احساسم ميان شعر تنهايي ... که حتي گريه هاي بي امانم، گريه مي خواهد !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تلخ منم..... همچون چای سرد..... که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی.... وننوشیده باشی.... تلخ منم .........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
همیشه پاییز که می شد عاشقانه هایم فوران می کرد نگاهم نکن ... پاییز امسال عاشق نیستم نگرد خبری از نیمکت ... خش خش برگها... و پیاده رو نیست تو شعور شنیدن از باران و بید را نداری ... اگر گوش داری بیا تا برایت از مرگ حرف بزنم...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بچه که باشی از "نقاشی"هایت هم میتوانند به روحیات و مشکلات و درونیاتت پی ببرند بزرگ که میشوی از حرفهایت هم نمیفهمند توی دلت چه خبر است .........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اشک گرم و خلوت سرد مرا نادیده ای .. تا بدانی انقدرها هم شکیبا نیستم !! دل بدست آور شوی با مهربانی های خویش .. لیکن آن روزی که من دیگر به دنیا نیستم !!! هیچ کس جای مرا دیگر نمیداند کجاست !! آنقدر در عشق <تو> غرقم که پیدا نیستم .... !!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از بس...!!! بغضمو خوردم...!!! از ادما...!!! سیر شدم...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چــهـ تقــدیر بدےسـت ! مــن اینــجا بے تــو مے ســازمـــــ و تــــو، آنـــجا بـــا او مے ســـازے.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
براے رفتـن ات شعری نخواهم سرود،... برو...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می خواستم بمانم، رفتم.. می خواستم بروم، ماندم... نه رفتن مهم بود و نه ماندن... مهم من بودم که نبودم...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
حـالا كـه رفـتـه اي.. ايـن حـجـم ِ عـظـيـم ِ نـبـودنـت را بـه تـنـهـايـي مـي بـلـعـم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…صــــــــــــــــــــــــــدف