♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هرگز به دست اش ساعت نمی بست روزی از او پرسیدم پس چگونه است که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟ گفت: ساعت را از خورشید می پرسم ......پرسیدم روزهای بارانی چطور؟ گفت: روزهای بارانی ! همهی ساعت ها ساعت عشق است راست می گفت - یادم آمد که روزهای بارانی او همیشه خیس بود و بوی سیگار می داد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو ماه را بیشتر از همه دوست داشتی و حالا ماه هر شب تو را به یاد من می آورد می خواهم فراموشت کنم اما این ماه با هیچ دستمالی از پنجره پاک نمی شود
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توضیح نمی خواهد.... تمام خواهش من یک جمله کوتاه است: دلی که به من سپرده ای ، به غم مسپار!!!...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من ..شعرم... نفسم... به چشمان تو بند است .. نبندشان ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خدایا چرا بعضی ادما با اینکه بی وفان ولی دوس دارن با وفا صداشون کنی؟؟؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو یادت نیست !!!! یه شب یکی التماست میکرد..."تورو خدا با من باش" حالا !!! به همون خدایی محتاج شدی که" اون شبو یادش هست
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چهار فصل را گشتم .. تکاندم .. لابه لای این همه یک "جفت" انتظار ِ دست نخورده و قدیمی هنوز " این پا و آن پا" می کند !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به سلامتی همه اونهایی که وقتی حس تنهایی رو تجربه میکنن تصمیم میگیرن که دست هر آدم زمین خورده ای رو بگیرن !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل من دیگه خطا نکن .. با غریبهها وفا نکن ! زندگی رو باختی دل من .. مردم رو شناختی دل من .. تا به کی سرا پا حقیقتی ؟! تا به کی خراب محبتی ؟! همنشین این و اون میشی .. خسته و پریش و خون میشی .. دشت بخت تو کویر میشه .. مرغ آرزوت اسیر میشه .. "رو به روت سراب ، پشت سر خراب " ساکت و صبوری دل من .. مثل بوف کوری دل من .. زندگی رو باختی دل من .. مردم رو شناختی دل من !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هـ یـ ـ ـ ـس ! ... هَمیـن سُکوتـَت مـَرا بـَس اسـت ... واژه هـا مُقابـل نگاهـَـت زانـو می ـزَننـد