♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پر از دردم صورتم را این نقاب های عوضی می خراشند برو لطفا برو میخواهم خودم باشم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با این سرعتی که جا گذاشتی اَم هیچ وقت به تو نمی رسم؛ مثلِ یک سنگ پشتِ پیر!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خواستم بگویم که کیستم... دیدم نگفتن بهتراست !!!... چه سود آنکه با من نمی ماند ، همان بهتر که نشناسد مرا... آنکس که می ماند ، خود ، خواهد شناخت
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تا به حال دست و پایت را گم کرده ای..؟!!! دستت در جیبت است ... و پایت توی کفشت... اما تو دنبالشان میگردی...! این یعنی حالت خیلی خراب است ...و من عاشق این حال خرابم......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دندانم درد می کند... و از جویدن این همه شعر بیزارم ... دستم به داد دهانم نمی رسد... و از خطوط بی خیال این صفحه می ترسم... نگاه کن ... شهر پر است از دندانهای فاسد....!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پل زیادست، ولی لذت راه کسی بُرد که از رود گذشت.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
فرض شما غلط است زمین گرد نیست ، من نتوانسته ام ثابت کنم زمین گرد نیست هزار سال است که به دنبال خودم میگردم مسافرم اما هنوز نرسیده ام.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
برای ستایش تو همین گل و سنگریزه کا[!]ت تا از تو بتی بسازم..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کــــــــــــــــــــاش هفتم آبـان روز مرگـــــــــــ من بود همه جشن می گرفتن!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شکایت نمی کنم اما آیا واقعاً یك بار شد که در گذر همین همیشه ی بی شکیب دمی دلواپس تنهایی دستهای من شوی؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم برای کسی تنگ است که اینجا میآید ودست نوشتههایم را میخواند . کسی که تنها ردپایش یک " غریبه ........" است و بس. کسی که او را "....................." مینامم. دلم برای او تنگ است که خدا به اندازه وسعتِ چشمهای دریائیش باران میبارد. برای او که دستهایم در دستهایش جوانه زد. برای او که عشق را به من بخشی
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلمـــــان کوچکــ است.. ولی آنقـــدر جـــا دارد ، که بـــــرای عزیزی که دوستش داریم ، نیمکتی بگذاریـــم بــــرای همیشـــــه
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خدایا !!!! خط ونشان دوزخت را برایم نکش... جهنم تر از نبودنش جایی را سراغ ندارم.........