♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــن برایِ تــــو می نویسم تـــــــو برایِ او مـــی خوانی..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
یک جاهایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند نه ...! قید احساسش را می زند ...!! اما خیلی سخته خیلی ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سکوتــ کــه میکنم میگویی خــداحــافظ سکوتــ هــایم را تــفسیر نــکن! اگــر می تــوانستی کــه کــارمان بــه اینجــا نمیکشید. . . !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
رفتنت آنقدر ها هم که فکر می کنی فاجعه نیست !! من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
پرم از اشک آنقدر که دنیا باید چتر بر سرش بگیرد .................
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاک... بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باران می بارد چترها باز آدمهای زیر باران همه قارچ می شوند .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با چشمان روشنت مرا با خورشید آشتی بده که عمریست شبم . . .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خسته می شوی بشین به این سادگی کنار نمی روم..........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو اگر میدانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست رفیقان خوردن از من خسته نمی پرسیدی که چرا نتهائی . . . .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلتنگم سیاره ای دیگر می خواهم، برای زیستن ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هر شب که می خواهم بخوابم می گویم صبح که آمدی با شاخه ای گل سرخ وانمود می کنم هیچ دل تنگ نبوده ام صبح که بیدار می شوم می گویم شب، با چمدانی بزرگ می آید و دیگر نمی رود..........
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بیا تا براین بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.... و تنهایی من شبیخون حجـــــــــــــــــــــــم تو را پیش بینی نمیکرد...............