♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش می دانستم .. چه کسی این سرنوشت را برایم بافت !! آنوقت به او می گفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای .. که بغض هایم را نمی توانم فرو بدهم !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
جبر زندگی هیچ وقت نخواهد گذاشت .. خستگی نگاهم تکیه کند روی پلک های تو ! یاد این جمله به خیر : "چشمان تو ، هویت من بود !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلتنگت شده ام.... باورش با خودت
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچکس کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم زیبا و قشنگ آنکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
زن ....... دلش ميخواهد بدون آستين بپوشد دلش ميخواهد موهايش را باز بگذارد دلش ميخواهد پاشنه بلند به پا کند ذات زن اين است که به خود برسد و مانند طاووس که تا متوجه نگاه ديگران ميشود ، ... ... ... پرهايش را باز ميکند ، خودنمايي کند ... معني کارش اين نيست که فکرش يا خودش منحرف است تو ... تو ... تويي که بايد چشمهات رو بشويي و با ديد ديگري به زن نگاه کني اي لعنت به کساني که زيبايي زن را انحراف ميدانند.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیـگر ، بـانـویِ هـیچ قـصـه ای نـخواهـم شد !... کـه ایـن ّبـانـو........ خـود قصـه هـا دارد
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نفرین به تو که بمن گفتی: تو سخترین لحظه ها کنارتم... و دریغ از اینکه سخت ترین لحظه هارو ،خودت برام رقم زدی.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بیهوده تــو را به بالینش آوردم ! دست به یکی کرده اند ، چشم های تــو.. با دل ِ من ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از آن شب که با تو در خواب رقصیدم ٬… تو از ترس دیگر نخوابیدی .. من از شوق تا ابد خوابیدم !! …