♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من دلم گرفته… هر چه می روم… نمی رسم...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
میخوام اینقدر مست بشم که فکر کنم پیش منی ... لـــــعنتي !! يا اين شراب ها تقلبي هستند يـــــــــا تو ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باز یقه ام را چسبیده ای ، که برایم شعر بگو..!!! معشوقه .. شعر تویی ، این نوشته ها بهانه اند...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ديوانگي یعنی ادامه دادن همان رفتار و مسیر هميشگي و انتظار نتيجه متفاوت داشتن!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تنهایی یعنی ؛ لحظاتی که هیچ چیز این زندگی قانعت نکنه و تو فقط نیاز به اندکی <مردن> داری ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلتنگ نشدي ببيني... چگونه خوبترينِ خاطره ها... بي رحم ترينشان مي شود ....... صــــــــــدف
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام آخرش نگفتی: تو ، دردی یا درمان؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
آنقدر پیش این و آن از خوبی هایت تعریف کرده بودم ، که وقتی سراغت را می گیرند ، شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو هم مثل منی انگار .... از این دلتنگیا داری ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
ملالی نیست جز گم شدن خیالی دور !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دیگر . خام نمیشوم . سوختم . وقتی رد پاهایت را . در سرزمین دیگری دیدم !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شکستن ! خـــرد کردن ! ســــــــوزاندن ! خاکســـــتر کردن ! به باد دادن ! از هر انگشتش یک هنر می بارید ... !!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گذشت از من ، ولی آخر نگفتی ... که بعد از من به امید که ماندی ؟!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شکستن ! خـــرد کردن ! ســــــــوزاندن ! خاکســـــتر کردن ! به باد دادن ! از هر انگشتش یک هنر می بارید ... !!!