♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ، اما تو بخند زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . . .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خسته از باید هایی که نیست و نباید هایی که هجومشان به اوج رسیده
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
لحظه هایی هست که قلبم با دست های تو نفس می کشد . . ..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
قاب چشمانم قشنگترین قاب دنیاست وقتی که نگاه تو تصویر آن است
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
اگر تمام دردهای عالم را نردبان کنی ، دستت به سقف دلتنگی های من نمی رسد .
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باد آورده را باد می برد; امــــا… تو که با پای خودت آمده بودی!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلتان را،به هیچکس نسپارید؛ تجربه ثابت کرده است، حتی بهترین آدمها، امانتداران خوبی نیستند.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
غصّه ی محترم لطفا مزاحم تنهایی من نشو حالا که نگارم ترکم کرده قلدری میکنی؟ از ما تنها تر گیر نیاوردی؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
گوش خراش ترین صدایی که شنیدم صدای سکوت از سر بی تفاوتی بود.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من همان برگم که بر روی درخت / لرزم از برد چنین پاییز سخت در نهایت باید افتاد و گریست / به درخت گفت خداحافظ و رفت .