♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تنهایی یعنی ی هفته گوشیت خاموش باشه حتی خونوادت نفهمن
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
باز به سراغم آمدند شب های دلگیر و تار نبودنت... بمان.... بمان ... ای بهترین آرزوی من...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
خــــدایا همه از تو می خواهند ...بدهی ! من از تو می خواهم....بگیری ! ... خـــــدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با تسلط کامل به همه زبانهای زنده دنیا بازهم نمی توانم حرف دلم را بیان کنم.
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تـــــــــــــــــــــو ســکوتـی و مـن هیــــاهـو. آغــــوش بگشـا٬ خـامـوشـــم کـن...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مثل رود یک عــمر هرکه را دوســت داشتم، بدرقـه کردم...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تو نباشی تا قیامت بی کسم ، در تمام زندگی دلواپسم
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بــــــــــــــــــیا حواسمان را پرت کنیم مال هرکس دورتر افتاد عاشق تراست.... اول من..حوشسم را بده تا پرت کنم!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
عاشقانه هایی که برایت مینویسم ...مثل آن چای هایی هستند که خورده نمیشوند...! یخ میکنند و باید دور ریخت...! فنجانت را بده دوباره پر کنم ..................
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چی شد که سیگاری شدی؟ -یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم. + چی شد که ترک کردی؟ -یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم +چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ .........-.یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم + چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟ -یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش… اون تنها نبود...!!!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با عشق باریدم .. اما چه حیــف ، که با چــــــــتر آمدی ...!
جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 22 ساعت و 21 دقيقه قبلجانت بی بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 22 ساعت و 19 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 17 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل