♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چگونه بگذرم ازعشق...ازدلبستگیهایم؟چگونه می روی بااینکه می دانی چه تنهایم..
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
روزگاریست که آدمها فقط سقف مشترک دارند... نه زندگی مشترک ...!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به سلامتی دخترکان شهرم ... که چه پارچه ی سرخ به مویشان ببندد... چه لبانشان را سرخ کنند... چشمانشان همیشه... غمگین است...!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تنهایی ؛ نتیجه ی توافقهای بی قید و شرط من ، با خودم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من گاهي اوقات مجبورم ، به آرامش عميق سنگ حسادت کنم ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
شهر از صدا پر است.. ولی از سخن ، تهی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
هنوز هم اینجا ، عـ ـشـ ـق و نـ ـفـ ـر ت ، کمترین فاصله ی ممکن رو دارن ...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
چشمان خیسم را بر لب پنجره انتظارت پهن کردم تا نسیم دیدار تو خشکشان کند
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
با من ای دوست اگر خوب اگر بد باشی ، تپش حس من این است که باید باشی
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دوای درد مرا هیچ کس نمی فهمد ...فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش بر آينه ی دلت مينوشتی : افراد نزديکتر از آن هستند که ميبينی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
سکوت دردناکترین پاسخ من به بی رحمی های توست...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تعداد دقيق مژه هايت را ميدانم ! تعجب نکن... زنداني مگر کاري جز شمردن ميله هاي زندانش دارد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
نامه هایت را بی نشانی ، به بـــاد بـده ! می رساند... خـانه ام بـــر بـاد است ...!