@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ کاش بودی..با هم می رفتیم خیابونای شهرُ قدم می زدیم..انقدر که گرسنمون بشه ..بعد می رفتیم یه رستوران خودمونُ مهمون می کردیم..باز هم قدم می زدیم قدم می زدیم بعدشم خودمونُ به یه فنجون قهوه دعوت می کردیم... تنهایی بهترین رستوران شهر و بهترین بولونیز هم برات هیچ طعمی نداره زیر نگاه هایی که تنهاییتُ زیر سوال می برن خورد می شی .. تنهایی تلخترین اسپرسو تنها حکمه اینو داره که سربکشی و ته فنجون روزهاتُ جست و جو کنی... نمی دونم دوتا بشیم از نگاه های موشکافانه دست بر می دارن یا نه.... بی خیال رفیق...
شب بـه شب چشماتـو می بخشی به ماه ... تا تمام ِِسال شب ها شیک شَن.... روی دریا ، عکس تو ظاهر شُده تا بهت مرغابیا نزدیک شن... شب به شب اونقدر آرومی که بغض ِِتوی دستای تو خوابش می بَره ... پلکتو می بندی ُُوا می کنی خوابِ بچه قوها می پَره
عـزیزم مهربونم این خطابِ قشنگتُ الان دیدم عفو کن #کاش_میشد !
ممنون از خطابت کامیاب
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبل توسط موبایل