همه رفتن! از امروز من موندم و پدر پیرم و برادرام و خونه ی سوت و کور! اولین سفرهِ 4 نفره پهن شد! بابا داد زد لیوان کجاست؟! یاد مامان افتادم! که اگه میدونست ما یه لیوان رو تو اتاقمون بردیم و یادمون رفته بیاریم سر سفره ، میگفت کار بچه ها نیست، نمی دونم من کجا گذاشتم! علی میری پیدا کنی؟ فقط به خاطر اینکه ما حرف نخوریم! مامان الان کجایی؟! سر سفره جات خالی بود : ( برات فاتحه خوندم ، بغض نذاشت غذا بخورم ، پا شدم و الان اینجام : (
حالا ببین
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 12 دقيقه قبلasan man in avataramo vizhe akademi avaz kardam!!!
i
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 7 دقيقه قبلخخ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 18 ساعت و 5 دقيقه قبل