سیلی های شبانه برای بیدار شدن و رهائی از این کابوس ..و ... عبور شبانه من از خیابانها و کوچه های شهر و نم نم اشکهایم برای چراغانی شان .... چقدر #قریبم با این شبها و حال و هوایش.. چقدر #غریبم با این کوچه ها و خانه هایش ... #یا-فاطمه(س) شنیدم : شما درد از کبودی #سیلی چشیده ای .. تنها تو #گریه-های امیرالمومنین را دیده ای ... من که هم سیلی خورده ام .. هم درد غربت کشیده ام .. هم اشک قربت . . . [خانوم جان #ادرکنی ]