¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
میخواهم گره دهم نفسم را ب نفست دستانم را دور کمرت دستم را ب دستت دلم را ب دلت خودم را ب خودت هیچ کس نتواند بازش کند ی گره کور…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
گرگها همیشه زوزه نمیکشند… گاهی هم میگویند: دوستت دارم… و زودتر از آنکه بفهمی بره ای، میدرند خاطراتت را… و تو میمانی با تنی ک بوی گرگ گرفته….!!!!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
پشت هر کوه بلند سبزه زاریست پر از یاد خدا و در آن باغ کسی میخواند تا خدا هست غصه چرا…؟؟؟
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
مرحم زخم ها ی من کنج لبهای توست نه بوسه نمی خواهم با من سخن بگو صدای تو آرامشی ملکوتی دارد…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
گــرمـایـی بـودم همیشـه ولــی بیـن خودمان بماند ســرمـایـی مـی شــوم وقتـی پای آغوش تو در میان باشد…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دل را ب کف هرکه دهم باز پس اراد...کس تاب نگه داری دیوانه ندارد....
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
از من جداشد وگفت کارخداست...مانده ام مگر خدای او خدای من نبود؟؟؟!!!
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها و شروع کرد به پفک خوردن! عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟ پیرزنبا صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم! عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
آیا میدانید کوتاهترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!! فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
یک ساعته اومدم کلوب و در اتاقمم بستم ک دارم درس میخونم الان بابام اومده میگه دخترم داری چیکا میکنی؟ گفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !