¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
نشسته ام....
کجا؟
کنار همان چاهی که تو برایم کندی...
عمق نامردی ات را اندازه میگیرم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
من میرم دیگه...باقیه روز خوش
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
مثه من کسـﮯ توﮮ دُنیا نـبود کسـﮯ شاید اینجورﮮ تنها نـبود دلم از غم لحظـﮧ ها مـﮯگرفت از این روزگارﮮ کـﮧ با ما نـبود ! خستـﮧ ام … منو بـﮯخودت رآهـﮯ قصـﮧ کردﮮ دل عاشقم رو پُر از غُصـﮧ کردﮮ کسـﮯ حرف این خستـﮧ رو گوش نکرد دلم این شکست رو فراموش نکرد ! خستـﮧ از آسمون ، از زمین ، آدما ! من تورو دآرم اینجآ فقط اﮮ خُدآ
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت… لیک شعری نسرود… نه که معشوقه نداشت… نه که سرگشته نبود… سالها بود که دگر کوچه ی مهتاب نبود…
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
به تاوان کدامین جرم تنم سنگ بلا خورده ؟ سکوتم حرفها دارد ، ببین در من خوشی مرده ببین ای خوب دیروزی ، کجا بودم کجا هستم تو که همدرد من بودی ، ببین با غم چه بشکستم چه ها گفتند و نشنیدم ، بدی کردند و بخشیدم ز تیغ گریه اشکم ریخت ، ولی باز با درد خندیدم
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
بهترین لذت دنیا وقتی است که وقت رفتن ، نرود
¸.•°``°•.¸ * sadafi * °•...
سینمای ذهنم هر شب همان فیلم همیشگی را پخش میکند … خاطرات بودنت را …