دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـعـیــــــد

اگر میخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کو... درباره »
سـعـیــــــد
مرد - مجرد
امتیاز: 2456

دنبال‌شدگان

(107 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(151 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

سلام علیــــــــــــک

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ترسناکترين صحنه ممكن . . . . . . . . . . . . دست بکشی رو جیبت ولی قلمبگی گوشیت رو حس نکنی

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

سلام ظهرِ همگی شیک

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

الان یکی زنگ زده میگه : چطوری پسره خوشتیپِ خوش اندامِ تو دل بروِ و با نمکِ خواستنى ؟؟؟ نشونی هارو درست دادا ، ولی شماره رو اشتباه گرفته بود کصافط...!!! سعیدِ همه چی قشنگ

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

یکی از فانتزیام اینه : توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم: . . . آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار و دود محو میشم سعیدِ حامیِ تِی

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

دیشب کلی مهمون خونمون بود همه پسر عمو هام داشتن از دوران سربازی شون میگفتن و خاطرات تعریف میکردن..یه دفعه عموم به من گفت تو چرا چیزی تعریف نمیکنی!!؟؟بابام گفت ولش کن اوون سربازیش قزوین بوده خجالت میکشه!!!بعدش کل فامیل رفتن رو هوا.. سعید حامیِ هوا

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان,روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد,قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین,دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم.خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت،براش نوشته بودم . . . . . . . . خیـــــــلی پَستی.. سعیدِ بلند

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

خواهرزاده ی ۵ ساله م رو بردم سوپرمارکت بهش میگم عزیزم چی دوس داری برات بخرم ؟ میگه شکلات … گفتم ای جونم ! چه شکلاتی بخرم برات ؟ یهو چشماشو تنگ کرد گفت : شکلات تلخ ! مثه طعمِ زندگی سعید حامیِ زندگیِ شیرین

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﭼﻨﺘﺎ ﻻﯾﮏ ﺩﺍﺭﻩ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ﻋﻤﻪ ی ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

رعد برق میزد مامانم می‌خواست بره پشت بوم لباسارو جمع کنه میگه وای چه رعد برقی‌ نکنه برق منو بگیره!!! پاشو تو برو هنوز هَنگَم که منظورش از این حرف چی بود؟! سعیدِ هَنگ

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔیﻬﺎﻣﻮﻥ ﺍینه ﮐﻪ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﭘیﺸﻨﻬﺎﺩِ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻘیﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻣﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺭﺳﻤﺄ ﺗﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﯾﺪﯾﻢ سعید حامیِ مُستراح

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

تویی که پست رو میخونی، میخندی و حال میکنی اما لایک نمیکنی ...عزیزم راحت باش، به عشق همون لبخندت پست میزارم

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ضد حال ترین اتفاق ممکن موقع خواب اینه که بالش رو پشت و رو کنی بعد ببینی گرمه مثل اونورش

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

یه خونه خالــــــی هم نداریم . . . . . . . . . . . . . . با خودمون و خدای خودمون خلوت کنیم چیـــــــــــــــه ؟ فـــــک کــــردی مــــا از اوناشیــــم؟؟؟ بـــرو از خــــــدا بتـــرس!!! تسبیحم کوو؟!!! کی ورداشته؟!!