دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سـعـیــــــد

اگر میخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کو... درباره »
سـعـیــــــد
مرد - مجرد
امتیاز: 2456

دنبال‌شدگان

(107 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(151 کاربر)

گروه‌ها

(14 گروه)

بازدید

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

من آخرش با یخچال ازدواج می کنم! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! ... وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... آخه موجود اینقدر سنگ صبور !! اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!

سـعـیــــــد
0khl9h6auguccf3gpciz.jpg سـعـیــــــد

زندگی زندان سرد کینه هاست؛ من گریزانم از این زندان که نامش زندگیست

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

دم اون دوست دختر پسراي قديمي گرم...... که نه موبايل داشتن نه اف بي نه هيچيه ديگه تنها وسيله ي ارتباطشون يه تلفن کارتي بود و اعتماد بالا که بجاي دادنه 1000 تا خطه اعتباري تله خونرو ميدادن و انقد زنگ ميزدن تا عشقشون گوشيو جواب بده... دمشون گرم که قراراشون مبدأش دم مدرسه بود و مقصدش تا خونه... دم دختراش گرم که با يک کيلو اپل مانتو و ابروهاي موکتو ناخناي از ته گرفته ميرفتن سر قرار و اين همه رنگ و لعاب مصنوعي نداشتن... دم پسراش گرم که تو راه واسه عشقشون از چيپس و لواشک و پاستيل و پفک و بستني و ... به کوچکترين علاقه و خواسته هاي عشقشون اهميت ميدادن و نهايت تلاششون و مي کردن وکم نميذاشتند... دمشون گرم که تو اوج دعوا با نوشتن يه نامه ي عاشقونه دوباره آشتي ميکردند و آخر اينکه دمشــــــــــــون گرم که خيانت نميکردن ساده و صادق و يکرنگ و تک پـَـــــــــر بودن ...!!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

به فرزندان خود صداقت،شرافت و معرفت بیاموزید..! اسب سواری و تیراندازی واسه زمان قدیم بود....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

@غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر... تولــــدت مبارک باشه.. ایشالله به همراه خونوادت سلامت و موفقیت و پیروز باشی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

کاش واسه همیشه بچه میموندیم تا جایه دلامون سر زانوهامون زخمی میشد..

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

سلام دوستای بیکار خسته نباشین

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست . . . . . . . . . . . گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آن طرف است

این ارسال را بازنشر کرده است.
سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

رفته بودم 80 تومن پول بکشم ازکارتم دوتا10 تومنی داد، 5 تا 5 تومنی، ده تا 2 تومنی با پونزده تا هزار تومنی؛ اشک تو چشمام جمع شد بنده خدا تمام جیباشو گشت تا پول منو جور کنه!!

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

بعد از سالها جستجو و نیافتن نیمه گمشده به این نتیجه رسیدم که خدا منو کامل خلق کرده! نیمه میمه ندارم!

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

ســلـامتــی اون پســری کــه انــواع لـاشـــی بــازی رو بلــد بـــود ... ولـی رو هیـــچ دخــدری امتــحـانــش نــکــرد ♥♥

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

هندز فری خودش گره می خوره ، اما بند کفش کوفتی همش باز می شه, فقط می خوان حرص بدن !!

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

میگن کلاغ قارقاری / تو روچه به باغ درباری؟ / سکه نداری دون میخوای / عاشق مهربون میخوای؟ / خوش بود دلم دوستم داری / میگن که توحق نداری / یه دلخوشی داشتم اونم / ازم گرفتن اجباری / پیغوم رسید که اونورا / جانیست واسه ی کوچیکترا / آهای کلاغ دیوونه / اینجا جای بزرگونه / خوش بود دلم یک کسی هست / یه عمر میشه به پاش نشست / به پاش نشست و مرد براش / قارقاری کرد تو سرسراش / میگن باید فرار کنم / دلمو آخه چیکار کنم؟ / چه خاکی من بر سر این تک دل بی قرارکنم؟ / پیغوم رسید که اونورا جانیست / واسه ی کوچیکترا / آهای کلاغ دیوونه / اینجا جای بزرگونه / برو اینورا پیدات نشه / کسی عاشق صدات نشه / کورشو نبینی هیچکی تا کسی شیفته ی نگات نشه / آهای کلاغ قارقاری / منم کلاغ قارقاری / خسته ام از در به دری / ساده بگم عاشق شدم / بهم میگن حق نداری / بهم می گن پرت سیاه ست / همیشه قار قارت به راه ست / واسه تو که سکه نداری / عاشق شدن یه جور گناه ست / درسته من پرهام سیاه ست / اما دلم بی انتهاست / درسته آوازم بدِ / آی آدمها حق با شماست / لعنت به این دوره زمون / ارزشمون به سکه مون / پرِسیاه جرم منه / آهای کلاغ آواز نخون

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

یه جمله معروف هست که میگه: همه خانما خوشگلن، فقط بعضیاشون بلد نیستن آرایش کنن... هرکی قبول داره بلایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــکه

سـعـیــــــد
سـعـیــــــد

یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ! مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ! مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . . مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ! مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . . مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه . . . مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ، به خاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن می کنم...