دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ســعید

یکی از حدود هفت میلیارد انسان روی زمین. در کنار آنها اما تنها در وجود خویش... پرم از فریاد و خفه ام... درباره »
ســعید
مرد - مجرد
امتیاز: 213.25

دنبال‌شدگان

(91 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(103 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

ســعید
Baba Leng Deraz.jpg ســعید

کتاب صوتی "بابا لنگ دراز" - نویسنده: جین وبستر - ترجمه: مهرداد مهدویان - اجرا: آناهیتا [لینک] - [لینک] - [لینک]

ســعید
ســعید

صبح آمد . . .

ســعید
ســعید

هنوز از شب...

ســعید
ســعید

شب همـه شب

ســعید
ســعید

ســـلام ....... سحــر بخیــــــر ـــــــــــ

ســعید
ســعید

سرعت من افتضاحه... شبتون قشنگ...

ســعید
ســعید

سلامتی اونی که خنده های بی وقفش حجابی به روی قلب آکنده از غمشه . . .

ســعید
ســعید

وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن . . .

ســعید
ســعید

در تقویم دوستی این را به ذهنت بسپار ، روزی به نام فراموشی وجود ندارد . . .

ســعید
ســعید

با کسی‌ نباش که از بی‌ کسی‌ اش می‌‌نالد/ با کسی‌ باش که در جمعِ کسان تو را می‌خواهد . . .

ســعید
ســعید

چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من . . .

ســعید
ســعید

فال حافظ زدنت از پی دلتنگی کیست؟ / ماکه هر لحظه به یادتو و دلتنگ توییم/ هر ستاره یه نشان از غم و دلتنگی من / آسمان را بفرستم که بدانی همه جا یاد توام.

ســعید
ســعید

ســــــــلام ..........ـــــــــــــــــ تبــریکــــــــــــــــــــــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
ســعید
ســعید

شبتون قشنـگ!

ســعید
www.irpdf.com(9086).gif ســعید

هــمیشه شـوهر (کتاب pdf) - داستایوفسکی در " همیشه شوهر" به مثلث و مربع عشقی می پردازد یا به شکلی ظریف در "نیه توچکا" از عشق دختران به یکدیگر می گوید البته مهم است اما نبوغ او تنها به خاطر طرح این مسائل بدیع در یک و نیم قرن پیش نیست. آن زمان در اروپا و البته در روسیه آخرین راه حل و همین طور شرافتمندانه ترین راه برای خلاصی از چنین ننگی دوئل بود. پاول پاولوویچ شوی زنی که ولچانینف فاسق اوست و پس از مرگ همسر با خواندن نامه ای قدیمی پی می برد که لیزا دختر بیمارش، دختر کسی نیست جز ولچانینف، بلافاصله پس از خاک سپاری زنش به پترزبورگ می رود تا از حال دوست قدیمی اش ولچانینف باخبر شود. مست می کند و در میانه گفت و گو به فاسق زنش می گوید: زود باش مرا ببوس... [لينک]