ساغر
دلم یک خیابان پر از برگ های زرد و خشک می خواهد ! تنهایی می خواهد .... یاد تو هم که باشد ؛ معرکه می شود ... !!! کجایی؟ تا برایت بگویم ابرِ سیاه در نبودِ تو ... چه بی رحمانه می تازد ... در چرخشِ بادِ بی تاب کجایی؟ تا برایت بگویم چگونه بجای خاک فرشِ بیگانه در کوچه نشست است کجایی؟ تا برایت بگویم دیوارِ شهر چگونه روسیاه است در اقرارِ شکستنِ آرزو.
ساغر
ای مرگ بیا که زندگی مارا کشت!!!
ساغر
در تکاپوی دلت ؛ یاد دل من هم باش .... یاد من نه ، یاد خود کن که در آن جا داری ... !!!
خدا اینقدر بی رحم نیست
14 سال و 5 ماه و 12 روز و 11 ساعت و 15 دقيقه قبلnemikone.......man mishnasamesh
14 سال و 5 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل