sahar
امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر طلوعی دیگر ...................
sahar
همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد ... خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ
sahar
مثل همیشه دلتنگ و بی قرارت هستم مثل همیشه مشتاق و عاشقت هستم نمیدانم کجائی؟! چه میکنی؟! اما میدانم که چه باشی یا نباشی همیشه عاشقت می مانم از من دوری اما هیچ گاه یادت نگذاشت تا دوریت برایم پایدار باشد شاید ندانی هر شب این رویای توست که مرا به خواب دعوت می کند
sahar
دلم برایت خیلی تنگ است شاهدم نیز گوشی تلفنی است که بارها و بارها در دست گرفته ام و تک تک شماره هایت را با تمانینه بر رو ی صفحه لمس نموده ام اما همیشه شماره آخر را نتوانستم بگیرم نمیدانم چرا؟!
sahar
هی فلانی میدانی؟ میگویند رسم زندگی چنین است... می آیند .....می مانند.....عادت میدهند......و میروند وتو در خود می مانی وتو تنها می مانی راستی نگفتی رسم تو نیز چنین است؟...... مثل همه ی فلانی ها ؟؟؟
sahar
بازهم شب شدو من هنوز بی عشق تو از تمام رویاها دلگیرم امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار....
sahar
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده
sahar
یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم ! یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم! یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم! یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم ! یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم! یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که " دوست دارم " رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم!یکی ماند و یکی نماند، اونی که ماند تو بودی اونی که بدون تو نماند من بودم
sahar
توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه.
sahar
به تو نرسیدم، اما خیلی چیزارو یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم. یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره. یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم. یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم... می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه. تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.
sahar
قبل از اینکه به کسی بگی : " دوستت دارم ..."
خوب فکراتو بکن...
چون شاید چراغی رو تو دلش روشن کنی...
که خاموش کردنش به خاموش شدن اون بیانجامه
sahar
هرگزلحظات با تو بودن را از یاد نخواهم برد .هرگز لبخند های ملیح وبی ریایت را از یاد نخواهم برد.لحظات در گذر است ودقیقه دقیقه های ساعت برایمان مهم است زیرا که دیگر تکرار نمیشوند شاید روزگاری یادمان آری که دیگر هیچ نشانی از ما نباشد اما برگه ها بیانگوی دوستی بین ماست .بدان که هرگز ازخاطرم نمی روی وبا تو بودن برایم لذت بخش است . اینک تو را به خدای زیبایی ها میسپارم