sahar
شعر که میخوانم ، چشمانت را نبند تو که میدانی ، حافظه ی خوبی ندارم . . . !
sahar
حقیقت تلخ است ، اما نه به تلخی تنهایی تنهایی سخت است ، اما نه به سختی جدایی . . . .
sahar
عدد یک همیشه یکه ؟ شاید در تمام عمرش نتونه بیشتر از یک عدد باشه ! اما بعضی وقتها میتونه خیلی پرمحتوا باشه ؟! ۱ دنیا ، ۱ سرنوشت ، ۱ خاطره ، ۱ دوست
sahar
اندكي
در زير اين باران بمان !
ابر را بوسيده ام
تا بوسه بارانت كند
sahar
خداوندا دوباره وقت نهار شد دوباره نوبت صرف طعام شد روم زودتر به رستوران مبادا بگویند دیر کردی نهار تمام شد
sahar
هستی به دلم ، به دل که نه ، در “جانی” در جان منی و در “دلم” می مانی . . . .
sahar
زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم
چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
sahar
آهای آقایون:اگر سیبیل نمیذارید. حداقل ابرو بر ندارید! آهای خانوما: اگر ابرو بر نمیدارید. حداقل سیبیل نذارید!
sahar
یارو می ره کوفه ضریح مختار را می گیره و می گه دمت گرم عجب فیلمی بازی کردی!
sahar
یارو میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست. با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟!
sahar
حیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
sahar
به یه بچه میگن اون چه حیوونی یه که به ما گوشت، شیر، ماست، کفش، لباس میده؟ بچه میگه: بابام !!!
sahar
آیا چه کــــس ترا، از مهربان شدن با من، مأیوس میکند؟
sahar
هربار که تو میخندی ، تعادل این شهر بهم میخورد ، اما تو بخند زندگی را برای از نو ساختن ، بهانه ای باید . .
sahar
از یارو می پرسن “دگرگونی” یعنی چی؟ میگه یعنی این گونی نه ، یک گونی دیگه!