sahar
خط بالا داشت معصومانه به خط پايين نگاه ميکرد .خط پايين هم به اون نگاه کرد و يه لبخند زد.خط بالايي که لبخند خط پاييني رو ديد اونم لبخند زد که يهو معلم هندسه داد زد :دو خط موازي هيچ وقت به هم نميرسند
sahar
يه وقتهايي دلم خيلي برايت تنگ ميشود من اسم اين وقتها را "هميشه" ميگذارم
sahar
داشتم حكمى رو كه باهاش تك دلتو ببرم، اما رد کردم تا ببينم بازى بعديت چيه!
sahar
ما اشتباهات جديدي را اختراع نمي كنيم اشتباهات گذشته را تكرار مي كنيم «بيل بال هاس»
sahar
می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی.... اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شه......
sahar
دوستش می دارم چرا که می شناسمش به دوستی و یگانگی هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم تنهایی غم انگیزش را در می یابم و انگاه در می یابم که مرا دیگر از او گریزی نیست
sahar
گر بدانم نیستی غمی نیست زتنهایی اینکه هستی و تنهایم غم دارم
sahar
(15:50) mona mika: چه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر .... جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره ميترسه، ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون
sahar
شرمنده ام.. که بی تو نفس میکشم هنوز ...
sahar
هیچ دانی که در این خلوت بیرنگ سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم میمیرم.
sahar
تلاش برای زنده کردن یه رابطه ی از دست رفته, مثل اینه که بخوای یه چای سرد شده رو با ریختن آب جوش برگردونی ...کم رنگ میشه کلن
sahar
دلــــم یکــــــــ قهـــوه ے داغ آنهم با طعــــــــــــــــــــــــــــم چشمان تو مےخواهــد ! لطفــــا" تلخ ! . .
sahar
تلاش برای زنده کردن یه رابطه ی از دست رفته, مثل اینه که بخوای یه چای سرد شده رو با ریختن آب جوش برگردونی ...کم رنگ میشه کلن
sahar
دلت طفل بود... قدت به قد عاشقی هم نمیرسید که کوچک شمردی عظمت عاشقانه هایم را...
sahar
بالاخره یک روز... تمام شناسنامه های دنیا را پاره خواهم کرد! وقتی نام " او " به عنوان " همسر " در شناسنامه تو ست... شناسنامه بی رحم ترین کاغذ پاره ی دنیاست... می دانی... شناسنامه...چیز کثیفی ست!! بیزارم از این شناسنامه های دو به هم زن !