مونا
تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را…
مونا
یاد گرفته ام که از هیچ لبخندی ،خیال دوست داشتن به سرم نزند یاد گرفته ام که بشنوم و به روی خود نیاورم که فرداها هیچ وقت نمی آیند..
مونا
نگران من نباش من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم را آشفته نمی کند!
مونا
هر نیمه شب نیا پشت در خانه ام رنج بگذار و برو! خوب می دانی که خواب من از قدم های تو سبک تر است
مونا
بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.
مونا
یک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد این چند هزارمین شب بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد
مونا
فلسفه الاکلنک ، اثبات بزرگیِ کسی است که فرو میشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند . . .
مونا
شمع دانی دم مرگ به پروانه چه گفت؟؟؟ گفت :ای عاشق بیچاره فراموش شوی!!! سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت:طولی نکشد تو نیزخاموش شوی
مونا
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد کمی با من حرف بزن
مونا
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت می زنم منجیه جاودانه شو ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
مونا
به خدا گفتم : (( بیا جهان را قسمت کنیم, آسمون واسه من ابراش مال تو, دریا مال من موجش مال تو, ماه مال من خورشید مال تو )) خدا خندید وگفت : (( تو انسان باش ، همه دنیا مال تو ...من هم مال تو )).
مونا
تو رفته ای و من افتاده ام!ا تو از دست, من از پا