مونا
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير....
مونا
من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش..
مونا
سر مشق های آب و بابا يادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها يادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ كرديم اما خدای مهربان را يادمان
مونا
ساعتها را بگو بخوابند... بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست
مونا
اگر روزی دلت لبریز از غم بود، گذارت بر مزار کهنه ام بود، بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود...
مونا
دل هیچ کس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم...
مونا
بادبادک رفت بالا.... قرقره از غصه لاغر شد!!!