دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مونا
زن - مجرد
امتیاز: 1177.65

دنبال‌شدگان

(94 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(146 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مونا
مونا
در میکده

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا / همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها .

مونا
مونا
در میکده

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

مونا
مونا
در میکده

ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند،چه تلخ است قصه ی عادت!

مونا
مونا
در میکده

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صدات و دوست دارم لالایی‌هات و دوست دارم بغض صدات و دوست دارم...

مونا
مونا
در میکده

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

مونا
مونا
در میکده

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی ، همیشه در خیالتم اگر چه بی خیالمی

مونا
مونا
در میکده

من دیوونه این جمله ام: بیماره خنده های توام بیشتر بخند

مونا
مونا
در میکده

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

مونا
مونا
در میکده

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را، هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تو را، هیجان زده نشو!! پشت یه کامیون نوشته بودن

مونا
مونا
در میکده

شکستن یک دل چقدر قدرت میخواست که فکر کردی قویترینی

مونا
مونا
در میکده

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید

مونا
مونا
در میکده

زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من

مونا
مونا

با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

مونا
مونا
در میکده

اگه سهم من از اين همه ستاره فقط سو سوي غريبي است , غمي نيست . همين انتظار رسيدن شب برايم کافي است

مونا
مونا
در میکده

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد