دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مونا
زن - مجرد
امتیاز: 1177.65

دنبال‌شدگان

(94 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(146 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

مونا
مونا
در میکده

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل، تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد به مادرم که مهرش تا ابد در دلم جای دارد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مونا
مونا
در میکده

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

مونا
مونا
در میکده

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا ...

مونا
مونا
در میکده

خدا تنها معشوقی است که ، عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست ... و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد ...

مونا
مونا
در میکده

تو را من چشم در راهم ... شباهنگام که می گیرند در شاخ «تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی ... خستگانت راست اندوهی فراهم ؛ تو را من چشم در راهم ... شباهنگام ، در آن دم که بر جا ، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند ؛ در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام ، گرم یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم ؛ تو را من چشم در راهم .......

مونا
مونا
در میکده

دلم کمی خدا می خواهد ... کمی سکوت.. کمی آخرت ... دلم دل بریدن می خواهد ... کمی اشک .. کمی بهت ... کمی آغوش آسمانی...

مونا
مونا
در میکده

و مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر... تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر ت

مونا
مونا
در میکده

روی هرچی دس گذاشتم یکی زودتر اونو برده روی سرنوشتم انگار مهر این حادثه خورده...

مونا
مونا
در میکده

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای... ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی...

مونا
مونا
در میکده

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم راز این شعر همین مصرع پایانی بود

مونا
مونا
در میکده

کاش به حرمت دل های مسافر هر شب روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود..

مونا
مونا
در میکده

.... ومن برای زندگی تو را بهانه میکنم . .

مونا
مونا
در میکده

خسته شدم از نشخوار مکرر خاطرات کهنه، دلم علف تازه پیراهنت را میخواهد ،نفسم را به عطر تنت معطر کن

مونا
مونا
در میکده

برگرد... "یادت" را جا گذاشتی ... نمی‌ خواهم عمری به این امید باشم كه ... برای بردنش برمی ‌گردی...!!!

مونا
مونا
در میکده

مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم بگویم عاشقم بی همدمم دیوانه ام مستم نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم از آن گمگشته من هم نشانی آور ای قاصد که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم...