مونا
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست یوسف عوض شده ست زلیخا عوض شده ست سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده ست خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی ...خوکن که جای قایق و دریا عوض شده ست آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده اما عوض شده ست حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
مونا
وقتی نیستی...دلم هزار راه می رود...حتی یکی از آنها مرا به تو نمی رساند..!!
مونا
تو نباشي ... دلم که هيچ ! دنيا هم تنگ مي شود................
مونا
ديگر دلم از نگاه عاشقانه اي نمي لرزد..تکرار پوچ واژه " دوستت دارم " آن را از معنا تهي کرده..هميشه عاشق بودم ولي اين بار بقچه عشق را پشت کوه ناکجا آباد مي اندازم..به علت فوت صداقت در عشق..............عاشقي تعطيل..............
مونا
وحشی شده این بغض . . . میتراشد گلویم را . . . همین سکوت باید همه چیز را سامان دهد
مونا
مشترک مورد نظر شما، مورد نظر خيلي هاست..
مونا
دستی هست این روزها!...دستی هست که مرا،تمام مرا، دنیایِ مرا، بی واسطه، بی تخیل، گره گره، به تو می بافد
مونا
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی می خواهم امروز را زندگی کنم خواستی باش ...
مونا
مرز عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره: اول شیرین ، بعد دوست داشتی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی..
مونا
و حالا انتهای کوچه شعر منم با انتظاری مبهم و زرد ولی ایکاش جادوی نگاهت غزل های مرا غارت نمی کرد..
مونا
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام ميافتد .مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولي زن به ندرت ،اما بسيار .مردها همواره ميخواهنداولين عشق يک زن باشند و زنها دوست دارن آخرين عشق يه مرد باشند.
مونا
گفتي دوست دارم! گفتم به اندازه چي؟ گفتي به اندازه اسمان گفتم: به وسعت همان؟ گفتي: دريا گفتم: به عمق همين؟ گفتي به عمق دلم که بزرگتر از هر دريايي است. حالا که مدت ها گذشته مي بينم دلت واقعا عمق دارد چون چند نفر ديگه هم بعد از من امده اند و هنوز هم جا دارد..