مونا
زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد....
مونا
من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...
مونا
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچ کس کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم زیبا وقشنگ انکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد
مونا
زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند و باز هم دوستم دارد . . .
مونا
خداوندا دستانم خالی ودلم غرق در آرزوهاست. یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی کن .
مونا
و تو این مهربانم مرا یاد کن ، آن دم که خدا را تلاوت میکنی شاید به صداقت قلب پاکت ، من نیز اجابت شوم . . .
مونا
خدایا ! من چیزی نمیبینم . آینده پنهان است. ولی آسوده ام ، چون تو را می بینم و تو همه چیز را .
مونا
به سلامتي ديوار، چون که هر مرد و نامردي بهش تکيه ميکنن! به سلامتي کلاغ نه براي سياهيش، براي يک رنگيش، به سلامتي کرم خاکي، نه براي کرم بودنش، براي خاکي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، که دوست داشتن يادمون نرفته!
مونا
آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . .
مونا
بچه که بودیم دل درد ها را به یک زبان ناله میکردیم ، همه میفهمیدند بزرگ که شدیم درد دل ها را به صد زبان میگوئیم ، کسی نمیفهمد . . . .
مونا
بادبادک ها هرچقدر هم که اوج بگیرند هنوز با آن نخ کذایی ، اسیر زمین اند ! فریب نخواهم خورد ، به من پرواز بیاموز . . . .
مونا
برای بدست آوردنت نمی جنگم به تکّدی قلبت هم نمی آیم دوستت دارم فارغ از داشتنت . . .
مونا
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا؟ به تو می اندیشم . . . .