مونا
غم دانه دانه می افتد روی صورتم شور است طعم نبودنت…!
مونا
شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم / تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم / تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم .
مونا
تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند . . .
مونا
دیروز را سوزاندیم برای امروز ، امروزمان را گذراندیم برای فردا و فردایمان دیروزی دیگر ! این است بازی پوچ ما انسانها . . .
مونا
یکی باش برای یک نفر ، نه تصویری مبهم در خاطره های ۱۰۰ نفر . .
مونا
غروب زیباست ، نه در غربت زندگی زیباست ، نه در حسرت . . .
مونا
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد . .
مونا
یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها ، کی پر کاهی بماند در میان بادها . . .
مونا
قدری صبور باش که این نیز بگذرد / این روزهای زرد و غم انگیز بگذرد آری بهار پشت زمین لانه کرده است / چیزی نمانده که پاییز بگذرد گفتم کنار مردم نامرد زندگی ؟؟ / گفتی صبور باش که این نیز بگذرد . . .
مونا
آخرین نگاهت را پلک نخواهم زد ، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود .
مونا
روزگاریست که در این کوچه گرفتار توام ، باخبر باش که در حسرت دیدار توام ، گفته بودی که طبیب دل هر بیماری ، پس طبیب دل من باش که بیمار توام. ................