sahel
هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه می روند.
sahel
هیچ کس با من نیست... مانده ام تا به چه اندیشه کنم... در قفس می خوانم... ... چه غریبانه شبی است... شب تنهایی من . . .
sahel
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو، هرکسی می خواهدوارد خانه پر عشق و صفایم گردد،یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم،روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست. تا که سهراب نپرسد دیگر "خانه دوست کجاست؟
sahel
رفته بودم سر حوض /تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب ، آب در حوض نبود، ماهیان می گفتند : تو اگر در تپش باغ ، خدا را دیدی، همتی کن وبگو ماهی ها، حوضشان بی آب است ، باد می رفت، به سر وقت چنار، من به سر وقت خدا می رفتم./////// که کسی گفت: سر خود بالا کن، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم، به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت، خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست، خانه ی دوست همان قلب پر از نور خداست و فقط دوست، خداست.
sahel
ارم به خواهر زادم دیکته میگم ... رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟! پَ نه پَ بقیشو رو فرش بنویس
sahel
شکستن دل، به شکستن استخوان دنــده میماند از بیرون همهچیز روبهراه است اما هر نفس، درد است که میکشی....
sahel
" سیب " سروده زیبای حمید مصدق و پاسخ فروغ فرّخزاد به آن ((دیدگاه))
sahel
به طرف میگن چرا روزه نمیگیری؟ میگه : مشکل دارم، نمیشه میگن مشکلت چیه ؟ میگه : گرسنه ام میشه !
sahel
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي... هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي. اما چه فايده؟؟؟؟جاي ميخ که رو ديوار مونده.....
sahel
از بخت بدم آیینه فروش شهر کوران شدم.....
sahel
فرق است بین باخدا و ناخدا: با اولی همیشه دلت ارومه ولی دومی همیشه دلت آشوبه.......
sahel
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد// به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد ///در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران// به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ....
sahel
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را // ولی من باز پنهانی ترا هم ، آرزو کردم ...