دختر جوانی چند روز قبل از عروسی اش،آبله ی سختی گرفت و بستری شد.نامزد وی به عیادتش رفت ودر میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید.بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.موعود عروسی فرارسید.زن نگران صورت خود که آبله آن را از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.مردم می گفتندچه خوب،عروس نازیباهمان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج،زن از دنیا رفت،مرد عصایش را کنار گذاشت وچشمانش را گشود.همه تعجب کردند،اما مرد گفت:من کاری جز شرط عشق به جا نیاوردم.
سلام علی بابای عزیزتر از جان...
سلام علی آقای ماااااااااااااه....
سلام وحید آقای خووووووووووووووب.......
سلام آبجی ساحل مهربون...
شب همگی زیبا وآروم ...
در ضمن ماه مهمونی خدا تبریک به همگیییییی
واقعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟
15 سال و 1 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 16 دقيقه قبل