Sajad
ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود / ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش که بین من و تو تابی بود .
Sajad
این روز ها دل گرمی می خواهم ....... وگر نه . چیزی که زیاد هست . سرگرمی
Sajad
باز..... هـــوايِ نگاهـــم بارانيست..!!!.. باز.... سقف خان? دلم چکّه ميکند... باز........اين دلِ شکسته......تعمــــير ميخواهد
Sajad
گوشهايم را مي گيرم... و چشم هايم را مي بندم... و زبانم را گاز مي گيرم.. ولي... حريف افکارم نمي شوم... چقدردردناک است... فهميدن ...!
Sajad
حکم فراموشیتو آوردند ، ولی به یاد مهربونیات امضاش نکردم.
Sajad
با کابوسی از خواب پریدم خواستم به آغوشت پناه یبرم ولی یادم نبود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم ...
Sajad
و گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه برمی آید
Sajad
نه هوا ابريست نه باراني مي بارد... پس بهانه دلم براي اين همه سنگيني چيست....!!!؟
Sajad
خنديدن، خوب است. قهقهه، عالي است. گريستن، آدم را آرام مي کند اما… لعنت بر بغض !
Sajad
تعجب نکن اگر شعر تازه اي برايت نمي نويسم هيچ مدادي ، وقتي خيس ميشود ... نمي نويسد
Sajad
نمي دانم چرا ، کجا ، تا کي ، براي چه ، ولي رفتي بي آنکه به فکر غربت چشمان من باشي