Sajad
همیشه از فاصله ها گله میکنیم شاید یادمان رفته که در مشق های کودکی برای فهمیدن کلمات کمی فاصله هم لازم بود!
Sajad
وقتی دلت با من نیست ، بودنت مشکلی را حل نمی کند . . .
Sajad
ما شقایق های باران خورده ایم / سیلی نا حق فراوان خورده ایم ساقه احساسمان خشکیده است / زخم ها از باد و طوفان خورده ایم .
Sajad
محبت به دیگران برای نمایش گذاشتن مهر خودمون نباشه.
Sajad
دستهایت؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمیبینم . . .
Sajad
لبخندمان را در آیینه جا نگذاریم.
Sajad
حرفهای کهنه از دل کهنه میاد، پس دلی نو بخریم.
Sajad
کسی که زیر سایه دیگری راه میره، خودش سایهای نداره.
Sajad
بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند ولی وقتی میروند ، همه چیز آدم را با خودشان میبرند . . .
Sajad
کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟؟؟ .
Sajad
گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند . . .
Sajad
قطره بارون ممکنه کوچک دیده بشه ٬ اما یک گل تشنه ٬ همیشه منتظر باریدنشه
Sajad
باران رحمت خدا همیشه می بارد تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم
Sajad
از انتظار خسته ام و یا دلم گرفته است؟ / تو مدتی است رفته ای ، بیا دلم گرفته است نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود / گمان کنم بداند او چرا دلم گرفته است