Sajad
تو که از کوچه ی مشتاق دلم میگذری کوچه بن بست است باید دور بزنی
Sajad
تمام مزرعه را مترسكها خوردند؛بیچاره کلاغها که زیر بار تهمت سیاه شدند
Sajad
عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک التماس دعا
Sajad
شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...
Sajad
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای باران نوای دل انگیزی شد چه فرقی می كند برگ سبز كدام درختی
Sajad
چقدر پدال دوچرخه دونفره دوستیمون سفت شده ! حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده یا شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی !
Sajad
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش یکی زمین رو از زیر پاهات نکشه .
Sajad
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش یکی زمین رو از زیر پاهات نکشه .
Sajad
مثل اينکه براش خيلي مهم بودم!چون براي هميشه دورمو خط ____________کشيد
Sajad
هیچگاه نمی توان بامشت گره کرده ، دستی را به گرمی فشارداد . . .
Sajad
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی ، همدردی کنم . بیش از آنکه مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم . پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم . زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم . . .