Sajad
هنوز عشق تو امید بخش جان من است خوشا غمی که ازو شادی جهان من است چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق که سوز سینه ی خورشید در زبان من است اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا که همچنان به رهت چشم خون فشان من است
Sajad
برگرد… یادت را جا گذاشتی نمی خواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمی گردی
Sajad
حقیقت تلخ است ، اما نه به تلخی تنهایی تنهایی سخت است ، اما نه به سختی جدایی . . .
Sajad
مهم نیست کی مقصر است باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
Sajad
بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
Sajad
سروده حافظ پس از طلاق عیالش: یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش، اونقدر لوس و ننر شد که سپردمش به ننه اش! .
Sajad
محبت برخلایق انتهای سادگیست مردی ومردانگی آخرش آوارگیست سفره دل بازکردن واقعا دیوانگیست اعتماد کردن به هرکس اخرش بیچارگیست.
Sajad
من به آمارزمین مشکوکم اگراین سطح پر از آدمها ست پس چرا این همه دلهاتنهاست.
Sajad
شب بخیر ای آخرین امید من / نذار تاریکی تو قلبت بنشینه چشاتو بروی شهر شب ببند / تا چشای کوچیکت خواب ببینه . . .(خداحافظ)
Sajad
عقل بیهوده سر طرح معما دارد بازی عشق مگر شاید و اما دارد در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست دیگر آینه از امروز تماشا دارد نفس سوخته دارم به شتابید ای خلق قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد .
Sajad
ای دل، دل سودا زده، سامانم کـو؟ / ای کالبد تهی شده جـــــــانم کـو؟ امـــروز که از همیشه مشتاق ترم / ای خانه ی سوت و کور مهمانم کو؟
Sajad
دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ ! من آمده ام من آمده ام که با تو راهی بشوم آنی که تو از دلم بخواهی بشوم دریا بغلم کن! بغلم کن دریا! می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
Sajad
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی آبدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت