Sajad
زندگی یعنی نا خواسته به دنیا امدن-مخفیانه گریستن-دیوانه وار عشق ورزیدن -ودر حسرت آنچه كه دل می خواهدومنطق نمی پذیردسوختن
Sajad
یادت باشد: در ذهن خود یک مهر بزرگ "باطل شد" داشته باشی!
Sajad
در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند. دکتر شریعتی
Sajad
دراین دنیا خود راباكسی مقایسه نكنید،زیرا به خودتان توهین كرده اید!!
Sajad
ماها نیازی به کتابهای «تعبیر خواب» نداریم یا ترسهایمان را خواب میبینیم یا نداشتههایمان را
Sajad
یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت چون اگه خودتو بگیری میندازنت..!
Sajad
هميشه بايد مراقب سه چيز باشيم : وقتي تنها هستيم مراقب افكار خود، وقتي با خانواده هستيم مراقب اخلاق خود و زماني كه در جامعه هستيم مراقب زبان خود.((مادام داستال))
Sajad
خدایا آلودگی آدمها از حد گذشته ،دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی؟
Sajad
دوبـاره سـیـب بـچـیـن حـوا مـن خـسـتـه ام بـگذار از ایـنـجـا هـم بـیـرونـمان کـنـنـد
Sajad
آن موقع که توانستی جلوی یک گریه ی مسخره را با گاز گرفتن لب هایت بگیری ؛ لیاقت لبخند زدن داری ...
Sajad
( حکمت) نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل و افق را به تماشا می نشست. سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید. اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد: « خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ » صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود. نجات دهندگان می گفتند: “خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم !!