دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sajad

برای من همین از تو گفتن “زندگیست”… درباره »
Sajad
مرد - مجرد
امتیاز: 5258

دنبال‌شدگان

(624 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(569 کاربر)

گروه‌ها

(63 گروه)

بازدید

Sajad
Sajad

●••▪· تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی ●••▪· (دیدگاه)

Sajad
Sajad

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

Sajad
Sajad

در راه دو بوته گل رز میبینید یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید شما تصمیم میگیرید که بیست شاخه از رزها را برای او بچینید چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب میکنید؟ (شما میتونید یا همه را یک رنگ انتخاب کنید یا از ترکیب دو رنگ)

Sajad
Sajad

شما به طرف خانه ی کسی که دوستش دارید می روید دو راه برای رسیدن به آنجا وجود دارد یکی کوتاه و مستقیم است که شمارا سریع به مقصد میرساند و خسته کننده است اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از منظر زیبا و جالب حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب میکنید؟؟ راه کوتاه یا بلند؟

Sajad
Sajad

سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند. خط اولی گفت می شنوی اینها چه می گویند؟! می گویند ما به هم نمی رسیم! ولی من می گویم می رسیم به شرطی که… شرط عشق چه بود؟!

Sajad
Sajad

غربت يعنی : تنهايِ تنها ، ميان جمعی آشنا ! غربت يعنی :بغضی در صدا ، تکيه گاهی تنها خدا ! غربت يعنی :ميان اين همه مدعی ، نتونی بگی از عاشقی ! غربت يعنی : اشکی نهان ، بغضی پنهان ، ميانِ نابکاران ! غربت يعنی : فرياد وا عطشا ، سرهای از تن جدا ، اميدی تنها خدا ! غربت يعنی : گلواژه های بی کسی که گم شده در خارو خسی ! غربت يعنی :يک دنيا دلواپسی ، نوشتن از بهر بی کسی ! غربت يعنی : در مدعيان مردی ، هر گز نبينی مردی ! غربت يعنی : ميان اين همه هياهو ، نتونی بگی يک يا هو !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Sajad
Sajad

خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

Sajad
Sajad

♥من 2 تا تو را دوست دارم ... يکي اين دنيا ... يکي اون دنيا ... ♥تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را ... ♥عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود ♥رنگين کمان پاداش کسي است که تا آخرين قطره زير باران مي ماند ♥ از شمع آموختم که :ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم ♥از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه که آرزويش را داريم

Sajad
Sajad

1390 ندارم در دلم كينه اي از دوست/ندارم گله اي ازجان اين دوست/همه عذاب من از روزگار از است/كه چشم ديدنم ندارد اي دوست

Sajad
Sajad

اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت

Sajad
Sajad

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی… و من شاید کمر شکسته ترین بودم

Sajad
Sajad

اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

Sajad
Sajad

سلااااااااااااااااااااااااااام دوستای با معرفت

Sajad
Sajad

اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت

Sajad
Sajad

اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی… و من شاید کمر شکسته ترین بودم