Sajad
یک ها.... گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد گاهی با یک کلمه ، یك انسان نابود می شود گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند !! مراقب بعضی یک ها باشیم ... در حالی که ناچیزند ، همه چیزند .
Sajad
برای گفتن نامت بهانه لازم نیست . . . کا[!]ت زبان باز کنم کلمات خودشان دنبال تو می گردند … !!!
Sajad
بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم میزنند فقط دستها… هزاران بوسه بر دستان خوش صحبتت . . .
Sajad
بدون گذرنامه ازخیالم عبورخواهی کرد مهربانیت را مرزی نیست . . .
Sajad
از چهار راه قلبم عبور کردی و هیچ به چراغ قلبم توجه نکردی اما بدان پلیس قلبم تو را تعقیب خواهد کرد و برگه ی دوستت دارم را زیر برف پاکن دلت خواهد گذاشت !
Sajad
چقدر دوست داشتم تمام دلتنگى هاى این روزا رو با کسى تقسیم میکردم و یا کسی بود که براى گوش دادن به درد دلاى من بماند. حتى براى چند لحظه… اما فاصله ى زیادى بین ما است..، فریاد میزنم… گویا صدایم را نه تو میشنویی و نه کس دیگه اى…
Sajad
ارزش قطره های باران راگلهای تشنه میدانندوارزش دوستان خوب رادلهای تنگ. .
Sajad
سالها آرزو داشتم سایه اش بر سرم باشد. کور بودم… او سراسر نور بود…
Sajad
گاه دلتنـگــ مےشـومــ؛ دلــ تنگتــر از همہ ے دلتنگــےها! گوشہ اے مےنشینــمــ وحسرتہـا را مےشمـارمــ وباختنہـا و صداے شکـستن را! نمےدانمـ من،کدامین امید را ناامید کردم، کدام خواهـش را نشنیدمو بہ کدام دلتنگـے خندیـدم کہ: “چنیــن دلتنگــمــ..”
Sajad
"בِل " ... ايـטּ کلمه ے بي نقطه گاهـی تنگــ مي شود ، تـآ حــבِّ يکــ " نقطه ... "


13 سال و 7 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 7 دقيقه قبلمرسي عزيزم خودت گلي
13 سال و 7 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایل