Sajad
تا تو بودی که دستانم را بگیری هرروزآرزومیکردم زمین بخورم .
Sajad
تنهایی نامِ دیگر پاییز است هرچه عمیقتر برگریزانِ خاطرههاتْ بیشتر . . .
Sajad
سرنوشتم را به رای نمی گذارم انتخابم را کرده ام نیمه دیگر عمر را هم منتظرت می مانم
Sajad
آهای عطر گل یاس آهای خدای احساس تموم زندگیم فدای یک نگاه عباس
Sajad
با خدا عباس وقتی دست داد . . . هر دو دست خویش را از دست داد
Sajad
آنان که به گوش دل شنیدند تو را رفتند و به پای دل رسیدند تو را آن کوردلان که بر دلت تیر زدند دیدند تو را، ولی ندیدند تو را یا حسین
Sajad
نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است هر چه داریم همه از کرَم عباس است خلقت جنت حق لطف کرم عباس است
Sajad
رنگ آرزوهايم اين روزها خيلي پريده تو اگر دستت به آسمانش رسيد چند تکه ابر نقاشي کن تا دل من به ابرها خوش باشد... !
Sajad
یادت باشد... هیچ چیز ساده تر، آرام تر و بیصداتر از قلب نمیشکند!
Sajad
همه می آیند؛ فرقی نمیکند تو که نباشی، من تنها هستم...
Sajad
دستانم تشنه دستان توست ...
Sajad
هر کسی می تواند به زندگـــی شما وارد شود و "بگــوید" چقـدر دوســتتان دارد. امــّـــا دوست من این فقــط از عهده یک شخص خیلی خـــاص برمی آید!!