Sajad
چه خبر از دل تو ...؟ نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد ...؟ يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد ...؟
Sajad
خداوندا؛ دقیق یادم نیست آخرین بار؛ کی خود را پیدا کردم؛ ... اما خوب یادم هست؛ هر گاه که گم شدم؛ دستم در دست تو نبود
Sajad
دستفروشی هستم باد کرده روی دستم ، دست هایم
Sajad
مرگ آرزوهام موقعی بود که فهمیدم تموم اون ستاره های دنباله داری که آرزوهای کودکیم رو پاشون ریختم سوسویی از چراغ هواپیما تو دل شب بود !
Sajad
خیلی درد داره که از دنیای واقعی از شدت تنهایی فرار کنی به دنیای مجازی اما اونجا حتی یک نفر هم نباشه که لایکت کنه همدردی پیش کش.....
Sajad
یادم بماند آن ها که دوستشان دارم می توانند دوستم نداشته باشند…
Sajad
"دُنـیـایـــِ مـَجـازیــــ" شـلـوغ تـریـنــ سـرزمـیـنِ تـنـهـایـی استـــ... بـا هـمـه کَســـ هستـی و بـا هیــچــ کـَســـ نـیـسـتـیـــ !!!
Sajad
اینجا فقط تو را از نوشته هایت " می بینند "... درست دیده ای ، فقط "خوانده " میشوی ... بی آنکه بشناسند تو را ....
Sajad
باورکن خیلی حرف است
وفادار دستـهایی بـاشی
کـه یکبار هم لمسـشان
نکـرده ای...
Sajad
هوا سرد شده ، باید خاطرات تابستانیت را جمع کنم ، و رویای گرم دست هایت را بپوشم
Sajad
باران نیا من او را میخواهم نه تو را....
Sajad
کفشهایم را که به پا کنم راهم پیدا میشود ـــــــــــــــ ـــــــــ برای ماندنم اصرار نکن...ـــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــ جاده ی روبرویم، روان تر از تعارف های آبکی توست
Sajad
عاشقتم: یک کلمه است با دنیایی ازمسئولیت ... گفــتنـــش هنــــر نـــیست !!! مسئولیت پذیریش هنراست ...