Sajad
میتوان پر کرد جای فاصله های دور از هم بودن را با یک پیام کوتاه کا[!]ت بنویسی؟ بیادتم
Sajad
دلم گرفته است.. این روزها دلم را سفت گرفته ام.. تا دل تو آسوده، رها باشد! مى بینى چقدر اسارت من به آزادى تو نزدیک است..
Sajad
اینجا دلی تنگ است... آنجا را نمی دانم"..
Sajad
سلامتی همه اونایی که نفسشون رو دادن تا ما نفش بکشیم
Sajad
چقدرپرمےکشددلـ♥ـم!بہ ھواےتـو انگارتمام پرندہ ھاےجھان درقلبم آشیانہ کردہ اند
Sajad
گاھےاگہ کل دنیــاروبہ پـات بریزن وتمــام شھـرزیرپات باشہ تومےخواےک بہ آسمـون زل بزنـے وبگے: مھمـون نمیخواے؟!
Sajad
قطاری سوی خدا می رفت و همه ی مردم سوار شدند. وقتی قطار به بهشت رسید همګی پیاده شدند. “و فراموش کردند که مقصد خدا بود نه بهشت”
Sajad
در پي نسيمي هستم كه از تو برايم در آسمان دلم خبري بياورد
Sajad
در كوچه باغ ما، جاي تمام پرندگان ،خيالشان پرواز ميكند
Sajad
دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست ،اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند
Sajad
فقط تاریکی می داند ماه چقدر روشن است فقط خاک می داند دست های آب،چقدر مهربان. معنی دقیق نان را فقط آدم گرسنه می داند فقط من می دانم توراچقدرمیتوان دوست داشت وتوچقدرداری ازمن دور میشوی
Sajad
انسان ممکن است با یک نفر بیست سال زندگی کند و آن شخص برایش یک غریبه باشد ؛می تواند با یک نفر بیست دقیقه وقت بگذراند و تا آخر عمر فراموشش نکند ...
Sajad
گاهى وقت ها دلت مى خواهد یكى را صدا كنى... بگویى سلام ، مى آیى قدم بزنیم ؟؟؟؟!! گاهى .. آدم چه چیزهاى ساده اى را ندارد ...