Sajad
زندگی مثه یه پل قدیمیه ! به این فکر نکن که اگه تنها رد شی دیرتر خراب میشه… به این فکر کن که اگر افتادی یکی باشه دستتو بگیره…
Sajad
قدم زدن در پیاده رو جای خالی تو را به رخم میکشد! برای همین همیشه دوست داشتم روی جدول ها راه بروم….
Sajad
نقطهی جوش همان نقطه ایست که همه چیز کم کم بخار میشود… محو می شود کمرنگ می شود آدمها را به ” نقطه جوش” نرسانید….!
Sajad
دارم که بگویم!
اما هرچیز را نباید گفت.
شاید این سکوت زیباتر باشد…
Sajad
داشتیم بازی میکردیم اون رفت چشم گذاشت من رفتم قایم شدم اما اون بجای من یکی دیگه رو پیدا کردو من برای همیشه گم شدم
Sajad
حَـــــــــــــراج کرده ام ؛ تنهائیــــم نصفِ قیمـــت . . . سوگِ خاطـره ها خـــــــــَرج می خواهد دیگــر …
Sajad
گفتم: واقعا داری میری؟ گفت: آره... گفتم: منم بیام؟ گفت: جایی که من میرم جای ۲ نفره نه ۳ نفر! گفتم: برمیگردی؟ فقط خندید… اشک توی چشمام حلقه زد، سرمو پایین انداختم، دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد گفت: تو کجا میری؟ ...گفتم: میرم بالاخره یه جایی... گفت: تنها نریا، یکیو با خودت ببر...! گفتم: جایی که من میرم جای ۱ نفره نه ۲ نفر! گفت: برمیگردی؟ گفتم: جایی که میرم راه برگشت نداره! من رفتم اونم رفت... ولی اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده... .
Sajad
من داشتم زندگیمو میکردم ولی ازوقتی احساس باهم بودن روباتو تجربه کردم تورفتی ومن ماندم باحس بی توبودن ک هرلحظه دردرونم شعله ورمیشود..
Sajad
آهای تموم زندگیم................... بی تو تمومِ زندگیم...........................................
Sajad
تقصیر تو نیست…! حتمأ اشتباه از متصدی آرزوها بود که تو نصیب دیگری شدی….