Sajad
هوایت که به سرم می زند عجیب سرگیجه می گیرم فدای سر ت ! بهای ناچیزی است برای گشتن به دور تو!!!
Sajad
اینهمه جا ببین اینهمه صندلی خالی اصلا همین زمین چه عیب دارد جا قحط بود؟ حتما باید مینشستی به دل من؟ .....
Sajad
نمی دانستیم وقتی دست روی دست سوگند می خوریم با هم بمانیم... دست دیگری هم روی دستهای ماست دست تقدیر.
Sajad
من از کــــــــــــــــوچ پرندگان اموختم ، هـــــــــوای رابطه که ســـــــــــــــرد شد ، باید گذاشت و رفـــــــــــــــــــــــت .. !!!!
Sajad
بین این آدما باید عاقلانه زندگى کرد نه عاشقانه … اونیکه قدش به عشق نمیرسه غرورتم بزارى زیر پاش بازم بهش نمیرسه.
Sajad
تنها تلاشش انتظار است و سکوت است / پروانه ای که توی تار عنکبوت است...
Sajad
باد / قاصدک را برد / تو تمام ِ باغ را*
Sajad
چه غمانگیز استْ سرنوشتِ ماهی کوچک / وقتی بههوای جُفتِ خود / به اقیانوس میزند . . . و نهنگها، عاشقَش میشوند!
Sajad
این روزها... آسمان ابری تر از همیشه است... اما... دیدن خورشید هنوز هم ممکن است...
Sajad
خداوندا به من قدرت آن را عطا کن به آن اندازه که او را دوست دارم نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش کنم
Sajad
هر شب واسه کسایی دعا میکنی که دوسشون داری ولی خبر ندارن...امشب واسه کسایی دعا کن که دوستت دارن ولی خبر نداری
Sajad
خیلی وقتها... خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی ... آن وقت تازه یادمی گیری به خیلی ها بگویی... لطفا جلوتر نیا..
Sajad
می توانی بروی قصه و رویا بشوی راهی دورترین گوشه دنیا بشوی من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی . . .