Sajad
صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی !
Sajad
جا مانده است چيزي جايي كه هيچ گاه ديگر هيچ چيز جايش را پر نخواهد كرد ....
Sajad
هر چقدر هم که از من دور باشی، شب که ماه می تابد به کنار پنجره بیا و نگاه کن.دلم خوش است جایی را می بینم که تو هم نگاه می کنی...
Sajad
چه اســـارت بی افتخـــاری است در بنــد حــــرف این و آن بـــــودن . . .
Sajad
دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی ، ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی ...
Sajad
ما فکـر میکنیـم بدتـرین درد، از دست دادن کسـیه که دوستــش داریم ! امـا .. .. حقیقت اینه که : از دست دادن خـودمـون ، و از یـاد بردن اینکه کــی هستیم ! و چقدر ارزش داریم.. .. گــاهی وقتـها خیلـی دردنـــاک تره …!!
Sajad
هی روزگـــــــــــار !!! چراغت که روشنـــــه . . . ولی نمیدونم چرا صدات همش قطع و وصل می شـــــــه !!!
Sajad
مدتی ست با تـــــو در خودم... زندگی میکنم...
Sajad
عشق تو فقط یک شوخى زیبا بود!همین….
Sajad
از وقتى زبانها چرب شد دلها از رونق افتاد
Sajad
… بالاخره هم قد شدیم … خدا میداند چه چیزهایى را زیر پاهایم گذاشتم . . .